بانک نمونه

bnr
             

س11202018

Last updateج, 13 اکتبر 2017 10pm

Back شما اینجا هستید: خانه آرشیو باشهدا

باشهدا (6)

    بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام ودرود بریگانه منجی عالم بشریت و نائب بر حقش امام امت .

من این وصیت را می نویسم که وظیفه هر مسلمانی است هر وقت شهادت خود را نزدیک دید وصیت بنویسد .

برادران وخواهران گرامی شما هم در خانه و هم بیرون خانه اخلاق اسلامی داشته باشید تا دیگران از شما عبرت بگیرند . از قول من از تمام دوستان و فامیلها طلب حلالیت کنید , حتما یادتان نرود طلب حلالیت کنید.
وحالا چند جمله با امّت حزب الله وشهید پرور: امّت حزب الله میدانید که الآن تمام جهان به خصوص ابرقدرتهای جهان علیه ما کار میکنند وما فقط خدا را داریم وبس , حال اسلام در خطر است ما نباید دست روی دست بگذاریم وکاری نداشته باشیم , کمی فکر کنید چرا جهان با ما دشمن است ؟ برای اینکه حرف حق است , ما هیچ نیتی نداریم جزء اینکه احکام خدا در روی زمین حاکم گردد .
امّت شهید پرور همیشه وحدت را حفظ کنید رهبر ما هم همیشه به ما وصیت میکند درمورد وحدت ,  خدا هم ما را به وحدت دعوت میکند تا آنجا که قرآن می فرماید به ریسمان خدا چنگ زنید ومتفرق نشوید .
وحالا چند جمله با جوانان عزیز: ای کسانی که در آینده این کشور بدست شما اداره میشود  سعی کنید که وقت خود را به مطالعه کتابهای اخلاقی واسلامی سپری کنید وخدای ناخواسته وقت خود را بیهوده صرف نکنید . در زندگی خود برنامه ریزی داشته باشید , نمازهایتان را اول وقت بخوانید که بهترین اعمال نزد خدا می باشد. همیشه در نمارهای جمعه و جماعت شرکت کنید که امام عزیزمان می فرماید : از دشمن نترسید از خالی شدن مسجد بترسید . جوانان اگر می خواهید در دنیا وآخرت سعادتمند باشید با افراد خوب وصالح ومتقی و مخلص دوست شوید وپشتیبان ولایت فقیه باشید واز امام تبعیت کنید .
 والسلام – عباس روندی
تولد :  1347 قصرشیرین
شهادت : 10/12/1364 عملیات والفجر9 سلیمانیه عراق
تاریخ رجعت پیکر : 14/07/1376 برابر با 3 جمادی الثانی (شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیه )
جمعه, 15 ارديبهشت 1391 23:04

زندگینامه شهید اکبر روندی

نوشته شده توسط

{jcomments on}alt

شهید اکبر روندی از عارفان سالک و عاشقان صادق و پیروان صدیق حضرت مهدی(عج) و سرباز راستین آن امام بحق(روحی له الفدا) و نایب برحقش حضرت امام خمینی(ره) بود.او اکبر بود و اکبر خانواده ای شایسته، صالح، مومن و دلسوخته ی جنگ وجهاد.                         
او در خانواده ای تربیت یافته بود که فرد فرد آن خانواده تربیت یافته ی مکتب اهل بیت عصمت و طهارت بودند.او فرزند دلبند و عزیز خانواده ای بود که پدر خانواده در راه اسلام و در غم فراق عزیزان از دست رفته مان جان سپرد. او برادر سرداری گمنام و سالکی عارف، برادر بزرگوار و با کرامت ما مفقودالاثر عباس روندی بود.
شهید اکبر روندی در سال1343 در خانواده ای مذهبی در یکی از روستاهای اطراف شهرستان قصرشیرین دیده به جهان گشود. او در همان اوان کودکی به انجام تکالیف دینی و مذهبی علاقه فراوان داشت و در کنار تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و متوسطه خود به کسب کمالات معنوی، اخلاقی و عرفانی می پرداخت.
با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اسلام آباد مهاجرت کرده و در حالی که هیچگونه اسباب و اثاثیه ای با خود نداشت به ساده زیستی که اخلاق اهل عرفان بود پرداخته و در کنار کسب علم ، جبهه ،این جایگاه عاشقان الله و گنجینه حقیقی را هرگز خالی نگذاشته و در کنار خود برادران دیگرش را(دوبرادرش) به همراه داشته و در اکثر عملیات ها و ماموریت های محوله، فرمانده ای دلاور و شجاع بود. او همیشه و در همه حال لبان مبارکش به ذکر الله منقوش بود و چشمان بصیرش همچون حضرت یحیی(ع) از خوف خدا گریان بود. او از نوادر روزگار بود که همچون مولایش علی بن ابیطالب(ع) جمع بین ضدین می کرد.(خنده و گریه)
در یکی از جبهه های جنوب یکی از برادران تعریف می کرد که شهید روندی مطلبی را در خدمت ایشان عنوان نموده است که برای ایشان خیلی جالب و تازگی داشته و در عین حال بسیار خنده آور بود. ایشان فرمودند که با استماع این مطلب شروع به خندیدن کرده به خیال اینکه شهید نیز می خندد اما پس از گذشت حدود یک ربع می بیند که هنوز هم از اکبر صدای خنده شنیده می شود، اما در کمال تعجب می بیند صدا، صدای خنده ولی چشمانش به سختی گریان می باشند، که مواردی اینچنین را خود بنده که از ارادتمندان این شهید بزرگوار بوده و می باشم سراغ داشتم. درمیان خانواده و در کنار مادر و خواهر و برادرانش می نشست و به همین منوال گریه می کرد، بدون اینکه کسی از اهل خانه متوجه این امر باشند.
در جمع رزمندگان و در محافل دعای کمیل، عاشورا، ندبه... این صدای اکبر بود و ناله های سوزانش که بیش از همه دل اهل محفل را می سوزاند.
شب ها تا پاسی از شب حتی برای صرف شام نیز به سنگر برنمی گشت و سر به بیابان می گذاشت و ناله ی سوزان خود را سرمی داد و من در این بین بدون اینکه به کسی چیزی بگویم او را در میان انبوه درختان و لابه لای سنگها جستجو و جهت صرف شام به خیمه می اوردم. او زاهدی عابد بود که در این دنیا جز به اهل سیروسلوکف عرفا و استادان اخلاقی و امام(ره) نمی نگریست و تنها دل به مجالس عرفانی، نوارهای اخلاقی و روضه ، خدمت به محرومان، جنگ و جهاد در راه خدا خوش داشت.
زمانی که خبر مفقود شدن برادر بزرگوارش در عملیات والفجر9 را با گریه به او دادم او مرا دلداری می داد.زمانی که خبر فوت پدرش را در حین انجام ماموریت به او دادم او بود که مرا تسکین می داد. در زمانی که مشکلات و غمها به سراغم می آمدند او سنگ صبورم بود. او مفسر مراتب صبر بود و شاید او خود صبر بود.
بخشی از وصیت نامه شهید اکبر روندی:
ای نور چشمان من، در همه حال تابع ولایت فقیه باشید چرا که در روز قیامت هرکسی با امامش محشور می شود. 

سردار سرافرازآزاده شهيد حمدالله دكامي زاده  در سال 1336 متولد شد. بيش از شش ماه از تولدش نگذشته بود كه موهبت داشتن مادر محروم گرديد .پدر شهيد دكامي  پس از فوت همسر به شهرستان  قصرشيرين  مهاجرت كرد. شهيد دكامي دوران طفوليت ، دبستان ، دبيرستان  واخذ ديپلم را در شهر قصرشيرين گذراند.

وي باشروع نهضت امام  به ياران خميني بزرگ پيوست . پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، در شكل گيري  كميته هاي انقلاب ، جهاد سازندگي  وتشكيل سپاه در منطقه ي قصرشيرين نقش بسيار موثري داشت  وسپس به واسطه  علاقه به دفاع  از كيان مقدس انقلاب اسلامي ، به جمع سبز پوشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيوست.
alt
 
وجود اندام ورزيده واستمرار در تمرينات ورزش كشتي ، از او ورزشكاري موفق ساخت.شهيد دكامي دوران  جواني يكي از قهرمانان خوب كشتي  كشور محسوب ميشد .دفاع از امنيت مردم قصرشيرين  ومبارزه با اشرار ضد انقلاب  ونيروهاي عراقي ، اورا از تشك كشتي  به ميدان مبارزه  اي ديگر كشاند .
وي درروز اول مهر ماه سال 1359بدون اطلاع از تجاوز ارتش بعثي عراق  به ايران اسلامي  توسط  يكي از لشكرهاي  زرهي عراق به اسارت  در آمد  اومدت ده سال  در اسارت مزدوران عراقي بود ودر طول دوران اسارت بعنوان يكي از بزرگترين اسوه هاي صبر واستقامت در بين اسرا شناخته ميشد .عشق وعلاقه به قرآن  ونهج البلاغه او را واداشت تا اين دو كتاب شريف  را در دوران اسارت با توجه  به تفسيرشان حفظ كند ويكي از بهترين معلمان قران  ونهج البلاغه  در دوران اسارت به حساب آيد .
alt
 
با آزادي از چنگ دشمن بعثي  براي مدت كوتاهي در مركز پشتيباني  غرب نيروي زميني  سپاه به خدمت مشغول  شد وسپس به تهران آمد ومسئول  نظارت در نمايندگي  ولي فقيه  آماد ومعاونت هماهنگ كننده فرماندهي آماد وهمچنين بعنوان  جانشين فرماندهي آماد وپشتيباني  نيروي زميني  سپاه به ادامه  ي فعاليت پرداخت . دو سال  وا ندي قبل  از شهادت ، به سمت فرماندهي نيروي مقاومت بسيج در منطقه ي غرب كشور به شهر كرمانشاه رفت كه منشا خدمات ارزنده اي  شد .
خدمات شايسته شهيد دكامي براي او تقدير نامه ي فرماندهي كل سپاه وفرماندهي نيروي مقاومت بسيج را به دنبال  داشت .برگزاري مانور بزرگ پاسداران  وبسيجيان منطقه ي غرب كشور كه بسيار پرشور برگزارشد . شهيد دكامي را مورد عنايت  ويژه ي فرماندهي كل قوا قرار داد.
اين سردار دلاور سر انجام در ماه مبارك رمضان سال 1381 به هنگام عزيمت به شهر تهران  در حال انجام ماموريت  به فيض شهادت نائل آمد .حاصل ا زدواج وزندگي مشترك شهيد دكامي دو فرزند دختر ويك پسر است.
alt
 
دوشنبه, 21 مهر 1393 21:00

زندگی نامه شهید عبداله زاده

نوشته شده توسط

alt

                                                  دیدار با خانواده شهید عبداله زاده

وصیت نامه شهید بزرگوار بنده خوب خدا (عبداله زاده)

بسمه تعالی

سلام

هنگامی که این وصیت نامه را می نویسم خون در عرقم به جوش آمده و خودم را در برابر پروردگار خویش تنهاترین تنهاها احساس می کنم و در این میان بیش از پیش به نصرت و یاری او نیازمندم در زمانی که این را می نویسم خودم را گناهکارترین فرد و خداوند را مهربانترین و بخشاینده ترین می بینم تنها امیدم را او می دانم و تنها از او یاری می جویم . خداوندا اگر در ظهور آقا امام زمان (عج) عزیزم بودم . مرا از رهروان واقعی او قرار بده .

همسر مهربانم مرا ببخش و مرا حلال کن و برایم دعا کنید که خیلی محتاج به دعا هستم و در هنگام مرگم گریه و زاری نکنید زیرا شهادت و یا مردن برای رضای خدا و مردم غیور مسلمان، افتخاری است . و بر مرگم عزاداری نکنید که عزاداری و گریه و زاری وسیله پوشیدن برای مولایم حسین (ع) زیرا درس شهادت و آزادگی را از آن بزرگوار آموختیم . همسرم بعد از مرگم در مزار شهداء دفنم کنید شاید به واسطه ی آنان مورد کرم پروردگارم قرار گیرم و آمرزیده شوم . همسرم به جای گریه کردن نماز برایم بخوانید چون محتاجم ، همسر عزیزم چنان گفته شده است نیرومند باشید که شجاعت و ایثار و خلوص و قاطعیت و صفای باطن و همیشه در برابربی نوایان و پابرهنگان بسیار متواضع و در برابر مستکبران پر خروشی و در برابر این عناصر پوچ و پوک هیچ گونه کوتاهی نکنید. همسرم در مورد حجاب هیچ گونه کوتاهی نکنید و سعی بر این باشد در نماز و روزه و مسائل دینی و مذهبی هیچ گونه کوتاهی نباشد چونکه در آن دنیا اولین سوال آن است که نماز را بجا آورده اید. همسر عزیزم در مورد فرزند عزیز و مهربان و دلسوزم بایدبگویم که ، اصول دین ، امربه معروف و نهی از منکر ، تربیت، درس خواندن و قرآن همانطور از قبل به عهده شما بوده هم اکنون به عهده خویش و شماست و من از خداوند منان خواهانم که در این راه فرزندم و شما را یاری نماید ، تا در این دنیا و آن دنیا سربلند و عاقبت بخیر بوده باشید همسرم بعد از مرگم خواهشمندم که جای مرا با مهربانی و نوازش بر خودم در منزل پر نمایید تا فرزندم احساس بی پدری نکند و تا آنجایی که توانستی دست نوازش بر سرش بکش که این کارها اجر در برابر خداوند دارد هرچند که از اول زندگی جای مرا پر کردی زیرا من بیشتر در منطقه بوده ام و نتوانسته ام در خدمتتان باشم همانطور که از گذشته شما مهربان و دلسوز و احترام گذار بوده اید دوست دارم در آینده هم همانطور باشید از همه واجبتر احترام به پدر و مادر است و حتماً این کار یادت نرود و همچنین به برادر عزیز و فداکارم و خواهران خوب و مهربانم ، زیرا آنان دلسوخته اند ، همسرم شاید در این چند سال زندگی زود گذر من برای شما کاری انجام نداده ام و نتوانسته ام خواسته های شما را مهیا و فراهم کنم و شاید هم من شما را اذیت کرده باشم در این باره مرا ببخشید و حلالم کنید همسر مهربانم لطفاً سعی بر این باشد بعد از مرگم زیارت عاشورا و مراسمات مذهبی در منزل بر پا داری چونکه شاید حداقل کمی از گناهانمان در آن دنیا برابر خدا اگر مصلحت باشد بخشیده شود همسرم در ضمن از برادر عزیزم و خواهران مهربانم بخواه که مرا حلال کنند و بگو برادرتان شماها را از صمیم قلب دوست داشته و اگر برادری بجا نیاورده ام ببخشند واقعاً آنان برای من خوب و مهربان بوده اند و بگو برایم دعا کنند زیرا همیشه گفته ام که محتاج به دعا هستم.

چند کلمه ای هم با پدر و مادر عزیزم.

سلام

پدر و مادر عزیز و مهربانم از اینکه واقعاً پدر و مادری را برای من بجا آورده اید و آنچه در توانتان بود و واقعاً هیچ گونه کوتاهی برایم نکرده اید ممنونم پدر ومادر عزیزم شما هم بعد از مرگم ناراحت نباشید چونکه فرزند شما امانتی بوده است در برابر آن امانت را به خدا پس داده اید و هیچ گونه ناراحتی نباید داشته باشید پدر و مادر عزیزم به خدا من شماها را خیلی دوست داشته ام زیرا شما آنقدر برای من خوبی کرده اید که نوشتن و گفتن قابل بیان نیست و شما حق فراوانی بر گردنم داشته اید و واقعاً بهشت را زیر پاهای شما احساس می کنم پدر و مادر عزیزم اگر من شما را اذیت کرده ام مرا حلال کنید پدر شما رنج پدریت را و مادر شما شیرت را حلال کن و در آخر محتاج فراوان به دعا شما هستم . والسلام                                     

                                                                                           بهزاد عبداله زاده

و در آخر شما را به خدا می سپارم دوست دار شما بهزاد

همسرم نمی خواهم ناراحتت کنم ولی باید این را برایت بگویم که من یک فرمی را از طرف ارتش پر کرده ام که بعد از مرگم از هر عضو بدنم که احتیاج باشد در بیاورند و به کسی که مستحق باشد بدهند لطفاً در این مورد جلوگیری نکنید ، همسر عزیزم ببخشید که سرت را بدرد آوردم و امیدوارم که همیشه صبر داشته باشید زیرا حضرت علی (ع) فرموده اند که بزرگترین شجاعت صبر است.

             والسلام علیکم و رحمته اله و برکاته

                                                                                                                   بهزاد عبداله زاده

چند کلمه ای با فرزند عزیزم

متین جان سلام.

از اینکه بابایت در کنارت نیست ناراحت نباش زیرا هیشه با شماست بابایت پیش خدا رفته و باید بدانید که تمام انسانها آخر پیش خدا می روند حالا یکی زودتر و یکی دیرتر حالا شانس تو این بود که پدرت زودتر برود فرزند عزیزم متین جان نماز را ترک نکن حجابت کامل باشد درسهایت خوب بخوان تا روح مرا شاد کنید و هیچ وقت مادرت را اذیت نکن تا پیش خدا روسفید باشید.

                                                                                                              پدرت بهزاد عبداله زاده

پنج شنبه, 12 مرداد 1391 10:41

شهداء شهرستان قصرشیرین

نوشته شده توسط

اگر در تصاویر زیر تصویر شهیدی در این شهرستان نمایش داده نشده کاربران عزیز می توانند با فرستادن تصویر و زندگی نامه شهید با ما همکاری کنند.

 alt

 alt

alt

 alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

 alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

 alt

 alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

alt

alt

alt

 alt

alt

 alt

 

 

 

 

 

 

 

شنبه, 16 ارديبهشت 1391 13:13

شهداء

نوشته شده توسط

alt

دیدار خلبان شهید غلامعباس رضایی با امام خمینی (ره)

 alt

بانک نمونه در خدمات

اقتصاد مقاومتی

ارسال سریع نظرات

ایمیل:
موضوع:
پیام:
کلمه "بانک نمونه" چند نقطه دارد؟

ورود به سایت

333     porssh

alvend     6666

بانک نمونه